تعلیم و تربیت

بنام خدا

چکیده :

تربیت یک ضرورت اجتناب ناپذیر در زندگی اجتماعی انسان است .آدمی برای ادامه حیات انسانی و نیل به کمال لایق خود ناگریز است با دیگران بیامیزد و عضو جامعه بشری باشد و در فعالیت های اجتماعی با آنان همکاری نماید . تربیت، تجربیات نسل های گذشته را به نسل های بعد منتقل می کند و راه و رسم زندگی را به  بشر می آموزد ، تربیت برنامه هماهنگی فرد با اجتماع است ، تربیت عواطف و احساسات را اندازه می گیرد و تمایلات انسان را به راه صحیح هدایت می نماید و روابط شخص را با اجتماع براساس شیوه صحیح منظم می سازد . تربیت صحیح یکی از مهمترین ارکان سعادت بشر است ، تربیت رمز کامیابی و خوشبختی انسانها در طول ایام زندگی است . تربیت صحیح شخص را انسانی معتدل و قابل معاشرت می سازد ، غرائزش را براساس مصلحت اندازه گیری می کند و به آنها شکل سازگاری با جامعه می بخشد و آدمی را در ارضای تمایلات نفسانیش از افراط و تفریط مصون می دارد . از نظر استاد شهید مطهری نیز همین است صنعت عبارت است از ساختن به معنی اینکه شی یا اشیایی را تحت یک نوع پیراستن ها و آراستن ها قرار می دهند و میان آنها ارتباط بر قرار می کنند و میان قوای اشیا در جهت مطلوب انسان قطع و وصل هایی صورت می دهند برای آنکه بتوتند مفهوم مذکور را در ذهن خواننده ملموس نماید از طلا مثال می زند و می گوید فرض کنید که از طلا انگشتر یا زیور دیگری می سازیم ، واضح است که این حلقه را ما شکل می دهیم و یا به قول معروف پرداخت می کنیم و آن وقت این حلقه می شود مصنوع ما ، ولی تربیت عبارت است از پرورش دادن ، یعنی به فعلیت در آوردن استعدادهای درونی که در یک شی هست . و اعتقاد دارد تأثیر تربیت در دوره های مختلف عمر آدمی یکسان نیست و هر دوره دیگر فرق دارد و بعضی دوره ها را برای شکوفا شدن استعدادها ارجح و مناسب دانسته است . به عنوان مثال سن شکوفا شدن روح آدمی را از نظر انواع استعدادها ، استعداد علمی یا استعداد دینی یا استعداد اخلاقی از هفت سالگی تا سنین سی سالگی مناسب می داند و بر این باور است که این دوران در یک محیطی قرار می گیرد که روز به روز معلوماتش ، افکارش ، اندیشه هایش ، ذوقیاتش و عواطفش افزوده می شود . گروهی معتقدند جسم به هیچ وجه نباید تربیت بشود چون موجب تن پروری گشته و این مذموم است . حکیم فرزانه استاد مطهری در این زمینه اعتقاد دارد که اولاً این مغالطه لفظی است . ثانیاً تن پروری به مفهوم صحیح خود کلمه نه تنها مذموم نیست بلکه ممدوح هم هست و همگان وظیفه دارند جسم خود را تقویت و نیرومند نموده و سالم نگه دارند و بدون شک فلسفه بسیاری از دستورات بهداشتی به همین موضوع بازگشت دارد . ثالثاً آن چیزی را که ما عجالتاً اسمش را تن پروری گذاشته ایم  و مذموم می دانیم همان نفس پروری و به عبارت دیگر شهوت پروری است که در تضاد با دستورات بهداشتی می باشد و قطعاً تن پروری با این مفهوم مذمومات خواهد بود .عوامل تربیت صحیح در دین مبین اسلام آتار و نتایج درخشانی را به وجود می آورد . در این جریان فرد از لحاظ فکری به نحوه محسوس رشد می کند . او نه تنها مطالب تازه ای را می آموزد بلکه آنچه را آموخته است می فهمد و می تواند نسبت به درستی و یا نادرستی آن اظهار نظر کند . بنابراین فرد هم مطالب علمی و ادبی را فرا می گیرد وهم نحوه ارزیابی ، تفکر ، قضاوت و تمیز نظر مدلل از نظر غیر منطقی را ، بنابراین وقتی تربیت مبتنی بر تفکر باشد نتیجه امر از قبل قابل پیش بینی نیست . در جریان تفکر یا استدلال آنچه منطقی است پذیرفته می شود نه آنچه از اول مربی یا گوینده در نظر داشته است به عبارت دیگر در این جریان فرد بدون دلیل امری را از ابتدا پیشنهاد شده است نمی پذیرد ، اگر آنچه را گوینده یا نویسنده یا دانشمند مطرح می کند منطقی باشد فرد آن را می پذیرد .

       

 

 

 

1

 

 

 

مقدمه :

 

در راستای آن که انقلاب اسلامی ما یک انقلاب با ماهیت فرهنگی و عقیدتی محسوب می شود قاعدتا نظام تعلیم وتربیت و کارگزاران آن نیز باید مورد توجه قرار گیرند. من امید وارم که تعبیر انقلاب اسلامی به مثابه یک انقلاب فرهنگی در جامعه ما جا بیافتد که اولا این انقلاب فرهنگی است و عطف به فرهنگی بودنش نسبتی با تعلیم و تربیت و نقش معلمان دارد.این تعبیر و این ربط ما را به یک بلندا و اوجی هدایت می کند که این اوج و تعالی در خور این انقلاب هم هست و تبعاً توقعات وانتظاراتی را ایجاد می کند؛ یک سری رهنمودهای ایجابی پیش پای ما می گذارد و یک سری موانع و نواهی را برای ما مطرح می کند. زمانی که پای تعلیم وتربیت به میان می آید نگاه نگاه انبیایی است و رسالت نیز رسالت الهی است و پای اخلاق ومعنویت و هدایت و اصلاح به میان می آید. واقع اش نیز همین است که انقلاب اسلامی در وهله اول یک نقش اصلاحگرانه داشت و قرار است داشته باشد؛ قرار است انسان ها را از وجه دنیوی و مادی شان به وجه اخروی و معنوی شان هدایت کند. قرار است که تربیت نقش اول را ایفا کند و به تعبییر استاد شهید مرتضی مطهری انسان استعدادهای طبیعی خود را به فعلیت برساند و به رشد و کمال معنوی و اخلاقی برسد؛به همین معنا بود که ایشان اصرار داشتند که آزادی معنوی مقدم بر آزدی اجتماعی است؛ کسی که اسیر تمایلات مادی و نفسانیات خود هست نمی تواند آزادی اجتماعی را رقم بزند و یک زندگی کمال یافته ای را تجربه بکند. بنابراین وقتی بحث معلمی و تعلیم و تربیت به میان می آید نمی توان صرفاً نگاه اقتصادی و سیاسی داشت مسله تربیت انسان است وتربیت انسان کار آسانی نخواهد بود. نمی شود هر گونه ای با تربیت انسان برخورد کرد وبا هر روشی نمی شود با انسان ها مواجهه داشت.نمی شود مواجهه غیر اخلاقی و ناشی از سیاست زدگی های مفرط با انسان داشت؛ نمی شود با انسان به مثابه ابزار برخورد کرد. در این شرایط انسان هدف است و اگر انسان هدف شد تجلی آن در ابعاد و مولفه های اجتماعی و ارتباطات ما دیده می شود و کلاً یک فضای امن و آسوده به لحاظ اخلاقی و معنوی را رقم می زند. انقلاب اسلامی ما در شرایطی اتفاق افتاد که دنیا تشنه معنویت، تربیت واخلاق بود یک تربیت صحیح را آرزومند بود؛ حالا این که ما واقعاً به این معنا و مقام و نگاه رسیده ایم باید صراحتاً عرض کنم که ما از این نگاه دور شده ایم، حتی معلم ما نیز نقش معلمی خود را فراموش کرده است معلمان ما آن قدر به صورت واقعی و غیر واقعی اسیر مسایل روزمره و معیشتی شده است که فراموش کرده است که چه رسالتی را بر عهده دارد و چه نقشی را باید برعهده بگیرد. بخشی از این موضوع به مسایل اجتماعی و سیاسی باز می گردد و اما بخشی نیز به نگاه خود معلم باز می گردد به هر حال باید معلم با سختی و مرارت های زندگی کنار بیایید و آز آن نقش پیامبر گونه خود غفلت نکند. اگر این معنا جا بیافتد ما حیات معنوی تر و معقول تر و آسوده خاطرتری در این زاد بوم خواهیم داشت که این حیات می تواند منشا اثر گذاری در زندگی انسان ها در اقصی نقاط گیتی شود. من فکر می کنم انقلاب اسلامی به یک معنا یعنی تعلیم وتربیت انسان ها؛ این معنای بود که ما همواره از انقلاب اسلامی توقع داشتیم و یکی از وجوه منحصر به فرد آن بحث اخلاق و معنویت آن در کنار آزادی و عدالت است. انقلاب اسلامی سه عنصر آزادی، عدالت و معنویت را دنبال می کرد اما تاکید ویژه ای بر اخلاق و معنویت داشت. بنده امیدوارم که این معنا تحقق پیدا کند اما تحققش نیاز به یک سری تحولات معرفتی و ساختاری دارد. شاید تحول معرفتی را بتوان به معلمان نسبت و به روشنفکران ارجاع داد اما تحولات ساختاری یک مقدار ریشه دارتر و دراز مدت تر است و بستگی به سیاست ها و رفتارهای کسانی دارد که به گونه ای زمام امور را در اختیار دارند و قرار است که تحقق بخش آرمان های متعالی انقلاب اسلامی باشند. نظام آموزش و پرورش ما قطع نظر از رگه هایی از توجه، نقش آموزشی و پرورشی خوبی را ادا نمی کند. نوعی حافظه محوری در دستور کار نظام آموزشی است در حالی که مهم ترین مسئله در تعلیم اسلامی و انسانی مسئله تفکر است.

 

 

 

2

 

 

 

 

یعنی ما باید دانش آموزان و دانشجویان خود را با تفکر مانوس بکنیم و آزمون های ما هم باید تفکر سنج باشند نه حافظه سنج. این موضوع از تاکیدات ویژه معلم شهید استاد مطهری است. قدر و منزلتی که تفکر دارد هیچ چیز دیگری ندارد. مرحوم ملاصدرا تعبیر زیبایی دارد؛ می گوید فرق است بین تفکر و عبادت، انسان با تفکر به خدا می رسد و با عبادت به پاداش می رسد. انسان با بهترین و عالی ترین قسمت وجودی اش به تفکر می پردازد که عقل و قلب و اندیشه باشد اما با جوارح جسمانی اش به عبادت می پردازد یا تعبیری از امام علی (ع)داریم که هیچ علمی بالاتر از تفکر نیست. اگر قرار باشد ما تفکر محوری را محور آموزش و پرورش خود قرار دهیم باید تن به ملزوماتش بدهیم. یعنی توجه به آزادی اندیشه و بیان داشته باشیم وبرای بیان و آزادی اندیشه یک حق قائل باشیم. آن وقت است که عقیده مناسب با آزادی تفکر زاده می شود و این عقیده یک عقیده موجه و مستدل خواهد بود آن وقت این طور نیست که تن به هر عقیده ای که می تواند ریشه درخرافات و عقده های مختلف داشته باشد داد. آن وقت است که ارزیابی های ما متفاوت خواهد بود وانسان رشد می کند و جامعه به تعالی می رسد . من درکل معتقدم که آموزش و پرورش ما اسیر یک فرمالیسم و شکل گرایی است که هیچ نسبتی با تحول علمی در جهان ندارد. منتها مثل این که قرار است ما وانمود بکنیم و ادا دربیاوریم. متاسفانه ما شاهد گرته برداری و توزیع اندیشه های دیگران به نام نوآوری هستیم در حالی که نوآوری اشاعه ای با نو آوری تولیدی خیلی فرق می کند. نوآوری اشاعه ای یعنی این که نوآوری که در جای دیگری خلق شده شما نشر بدهید این قطعا نوآوری نیست. در یک فضای مصلحتی و امنیتی و فضای تفوق سیاست و اقتصاد بر فرهنگ نمی شود به این معنا رسید. من امروزه از این وضعیتی که هست رنج می برم. حالا شاید عده ای بکوشند که شاید در قالب فلسفه تعلیم و تربیت یک تحول در راستای تفکر محوری ایجاد کنند اما ما که فعلا شاهد این قضیه نیستم حتی روند معکوسی را شاهد هستیم یعنی اگر دانش آموزی حسب اندیشه و بینش خودش سئوالی بکند یا پاسخی خارج از چهار چوب متعارف بدهد متاسفانه با نگاه منفی با او برخورد می شود. عنصر مشترکی که می تواند دو وجه آموزش و پرورش را به یکدیگر پیوند دهد تفکر است. هر دوی اینها در جایی به یکدیگر می پیوندند و آن هم مقوله تفکر است. تفکر که آمد ایمان وتربیت هم می آید. ایمانی قابل قبول است که ریشه در یک تفکر بنیادین داشته باشد. یعنی اگر ما ایمان به خدا را می خواهیم این ایمان باید ریشه در یک توحید برهانی و استدلالی داشته باشد نه یک توحید تقلیدی و هیجانی و احساسی ناشی از هیجانات و فضاهای غالب جامعه.هر چند که ما در بستری از بسط  روشنفکری و معرفت دینی انقلاب کردیم و در یک مقطعی از خرافه گرایی فاصله گرفتیم و به بلندایی از توقع وانتظار قرار گرفتیم و این انقلاب را رقم زدیم؛ اما بنده هیچ گاه این دیدگاه را که ما نتوانستیم امثال شهید مطهری را تربیت کنیم نپذیرفته ام بلکه به دلیل قدرت زدگی و سیاست زدگی و سودگرایی و اقتدار گرایی و به دلیل عدم توجه به تقدم ارزش فرهنگ به دو مقوله اقتصاد و سیاست امثال ایشان میدان داده نشدند و حتی به تفکر شهید مطهری هم توجه نشد. ما اسیر سیاست زدگی و روزمرگی شدیم و به جای آن که با اندیشه های رقیب مواجه فکری کنیم مواجه سیاسی کردیم که تا حدی به خاطر قدرت داشتن وتشکیل حکومت است. ما قبل از انقلاب چون قدرت و حکومت را در اختیار نداشتیم با هر اندیشه ای مواجه فکری می کردیم اما متاسفانه بعد از انقلاب فراموش کردیم که در چه بستر از مواجهات فکری به قدرت رسیدیم و با تکیه بر قدرت دولتی خواستیم هر رقیبی را کنار بزنیم و این در واقع نقض غرض است و می تواند نتیجه معکوس هم داشته باشد و حتی آن قدرت را متزلزل و سست کند.ما هم اکنون هم امثال شهید مطهری را کم نداریم. کسانی که همان مسیر را دنبال می کنند و افتخار شاگردی امام را داشته اند و بینش فلسفی و فقهی و عرفانی و کلامی امام را دارند یک نمونه اگر بخواهیم مطرح کنیم می توان از حضرت آیت الله جوادی آملی نام برد. اما ببینید که تا چه اندازه میدان برای برای ترویج این اندیشه در ساخت رسمی ما فراهم هست. در عرصه عمومی و مدنی هر چند نه به اندازه ای که انتظار می رود ولی اقبال نسبت به این اندیشه ها هست منتها تجلی این اندیشه ها را ما در عرصه رسمی مان و سیاست ها و رفتارهایمان نمی بینیم بلکه برعکس می بینیم که با این گونه تفکر و این گونه اندیشمندان برخورد درخوری صورت نمی گیرد و بار دیگر هیجان گرایی، احساس گرایی و خرافه گرایی و رفتارهای ماکیاولیستی، باری به هر جهت و توجیه وسیله به واسطه هدف سکه رایج می شود. مسلم است وقتی این فضا و این بستر فراهم نباشد خواه ناخواه در تربیت امثال مطهری نیز اثر می گذارد.

 

3

 

 

 

 

         تعریف تعلیم :

تعلیم مصدر باب تفعیل و به معنای آموختن و یاد دادن است که وظیفه پیامبر اکرم است . سئوالی که در اینجا مطرح است این است که پیامبر اکرم (ص) چه چیزی را به مردم می آموزد ؟

جواب این سئوال در آیه 2 از سوره جمعه آمده است که می فرماید به آنان ( مردم ) کتاب و حکمت می آموزد . پس پیامبر ( ص ) کتاب یعنی قرآن و حکمت را به مردم می آموزد .(1)

فرق بین کتاب و حکمت :

2

3

 

-1منظور از تعلیم کتاب بیان الفاظ و تفسیر معانی مشکل و مشتبه آن است ، در مقابلش تعلیم حکمت است که عبارت از معارف حقیقی که قرآن متضمن آن است .

4

-2کتاب اشاره به قرآن و حکمت اشاره به سخنان پیامبر (ص) و تعلیمات اوست که سنت نام دارد .

-3کتاب اشاره به اصل دستورات اسلام و حکمت اشاره به فلسفه و اسرار آن دارد .

 

تعریف تربیت  :

.1تربیت در لغت از ریشه (( ربو )) به معنای افزایش و نمو و پرورش است . ربا نیز از همین ریشه است . تزکیه و تربیت هر دو به یک معنا است ولی از نظر قرآن تزکیه مربوط به جنبه های روحی و تربیت مربوط به جنبه های جسمی است .

.2علامه طباطبائی در مورد تزکیه می فرماید :

 

کلمه تزکیه که مصدر (( یزکیهم )) است مصدر باب تفعیل است و مصدر ثلاثی مجرد آن (( زکات )) است که به معنای نمو صالح است نموی که ملازم خیر و برکت باشد ، پس تزکیه مردم توسط پیامبر ( ص ) به معنای آن است که ایشان را به نموی صالح رشد دهد اخلاق فاضله و اعمال صالحه را عادتشان کند در نتیجه انسانیت خود به کمال برسند و حالشان در دنیا و آخرت استقامت یابد سعید زندگی کنند و سعید بمیرند .

3واژه تربیت در دو مورد در قرآن آمده است که مربوط به جسم است ، یکی در سوره شعراء آیه 18 که در مورد تربیت موسی توسط فرعون است و دیگری آیه 24 از سوره اسری که در مورد تربیت جسمی کودک توسط والدین است .

 

4واژه تزکیه در قرآن فقط در مورد جنبه های روحی به کار رفته است ، مانند سوره شمس آیه 8 پس کار پیامبر ( ص ) تربیت روحی انسانهاست که همان انسان سازی است . خداوند زمینه رشد اخلاقی را در فطرت انسان قرار داد و عقل روحی را نیز موید آن قرار داده است تا انسان به سعادت برسد . تربیت یک معنای اصطلاحی دارد و آن این است که : تربیت یعنی هر چیزی را از مرتبه استعداد و قابلیت به مقام فعلیت رساندن و کمالات لائق به او بخشیدن

به عبارت دیگر تربیت یعنی شکوفا نمودن استعداد های مختلف در زمینه های مختلف ، از نظر تعالیم اسلامی همه قابل تربیت و اصلاح هستند . پیامبر اکرم ( ص ) در سیره عملی خود از اعراب جاهلی با اخلاق جاهلیت ، مردان بزرگی مانند ابوذر غفاری تربیت و به جامعه عرضه نمود .

 

 

 

 

 


.1قرآن کریم ، سوره جمعه آیه 2

.2طباطبائی ، علامه محمد حسین ، ترجمه المیزان ، ج 19 ، ص 447چاپ دفتر انتشارات اسلامی

.3مکارم شیرازی ، آیت اله ناصر ، تفسیر نمونه ، ج 24، ص 107 ، چاپ مدرسه امام امیرالمومنین قم

.4همان

 

4

 

 

 

 

 

تعلیم وتربیت اسلامی از دیدگاه استاد شهید مطهری :

1 - نخستین رکن تعلیم و تربیت اسلامی اهتمام به پرورش فکر و اندیشه آدمیان است . اسلام بر اصل مسأله علم آموزی و تعقل تأکید فراوانی کرده و علاوه بر آن درباره خصوصیات علمی که انسانها باید در پی آموختن آن باشند نیز تفصیل سخن گفته است .  ((تعلیم )) آنگونه که متفکران مسلمان سخن گفته اند با ((تعقل)) متفاوت است . تعلیم جریان یکسو یه ای از اطلاعات است از  جانب معلم به سوی متعلم و در آن ((ذهن متعلم  چونان انباری است که یک سری اطلاعات در آن ریخته می شود . ))و او هیچ دخالتی در چند و چون و تقدم و تأخر آنها ندارد .اما تعقل مبتنی است بر ((پرورش و استقلال یافتن نیروی فکری متعلم و زنده شدن قوه ابتکار در او)) آنچنان که خود مستقلاً بتواند اطلاعات خامی را که از منابع گوناگون دریافت می کند تبویب و تألیف کند و با تأمل در آنها احیاناً به نتایج جدیدی برسد . قوت گرفتن نیروی تعقل در وجود آدمی در نهایت او را تبدیل به یک مجتهد خواهد کرد و (( اجتهاد واقعی نیز همین است که وقتی یک مسأله جدید که انسان هیچ سابقه ای درباره آن ندارد ، به او عرضه شد فوراً بتواند اصول را به نحوه صحیح بر آن تطبیق کرده و نتیجه گیری نماید .))در متون دینی ، به تعلیم و تعقل ، هر دو توصیه فراوان شده است چه تعلیم بدون تعقل و تفکر مفید هیچ فایده ای نیست هم چنانکه (( تعقل بدون تعلیم و تعلم امکانپذیر نیست .)) چرا که ((مایه اصلی تفکر (پردازش اطلاعات در ذهن ) تعلیم و تعلم (آموختن اطلاعات ) است  ((اموختن بعضی علمها مانند علم بالله و ملائکته و کتبه و رسله و الیوم الاخر که از مقدمات ایمان صحیح (ایمان من علم ) محسوب می شود ، واجب عینی بوده و بالذات مطلوب شارع است )). اما علوم دیگری هم هستند که چون (( تحقق هدفی از اهداف شریعت اسلام متوقف بر آموختن آنها است باید فرا گرفته شوند)) و هیچ علمی از اقسام مختلف علوم نیز از این قاعده مستثنی نیست .تعلیم و تربیت اسلامی در اولین گام با استوار کردن پایه های دانش و تفکر در انسانها آغاز می شود و قوام می یابد . پس از این گام نخست برای رسیدن به غایت متعالی آموزش و پرورش دینی که همان تربیت انسان کامل است .

2- از دیدگاه استاد شهید مرتضی مطهری دومین گام اساسی در تعلیم وتربیت اسلامی پرورش استعدادهای نهفته در وجود آدمی است . از اولیات انسان شناسی اسلامی یکی این است که لوح وجود آدمی در بدو تولد و بی نقش نیست و خداوند در نهاد همه ابناء بشر پیش از تولد آنها آداب و عقایدی را به ودیعه نهاده است ، این تعلیمات پیشینی ، اگر چه به نحو آکاهانه در ضمیر انسانها موجود و مستقرند لکن همه آنها بالفعل نیستند  و در بسیاری از موارد از قوه به فعل در آوردن انسانها محتاج نوع خاصی از سلوک جسمی و روحی و مالا نحوه خاصی از تربیت و آموزش است . استاد شهید معتقد است که به واقع تربیت چیزی جز پرورش دادن استعدادهای موجود در باطن انسانها نیست . اگر انسان چیزی هم از خارج می آموزد برای آن است که آن آموخته ها و اطلاعات رابر (( فطریات خود)) بیفزاید و از امتزاج و در هم رفتن آنها نیروی بیشتری بگیرد و طریق کمال را سریعتر طی کند .

آنچه خداوند به عنوان باورهای فطری در نهاد آدمیان قرارداده ، در اعلی درجه خیر و راستی است و انسانها برای آنکه به غایت کمال برسند حاجت به هیچ چیزی جز به فعلیت رساندن استعدادهای فطری خود ندارند . استاد از این سخنان چنین نتیجه می گسرد که نظام تربیتی اسلام  به طور عمده حول بسط نظریات شکل می گیرد چه هر سیستم آموزشی که منطبق بر فطرت درونی و ندای وجدان آدمی نباشد هرگز موفق نبوده و کاری از پیش نخواهد برد حتی اگر اجبار و اکراه هم متوسل شود .

3- ازدیگر ارکان نظریه تعلیم و تربیت در اسلام این است که در اثر آموزش صحیح فضایل اخلاقی و ملکات نفسانی در وجود آدمی متمکن می شود و روح انسان به آنها ((عادت))می کند . بسیاری از نظریه پردازان بزرگ تربیتی در غرب عقیده دارند که ((عادت)) اصولاً و مطلقاً امر ناپسندی است . مثلاً روسو در کتاب امیل می گوید : (( امیل را باید عادت دهم که به هیچ چیز عادت نکند. )) و یا کانت در جایی می گوید : (( هر اندازه عادات بشر بیشتر باشد استقلال و آزادی او بیشتر می شود.))

 

 

 

5

 

 

 

 

استاد شهید می گوید : (( این ها عقیده  دارند که چون خاصیت عادت این است که اراده را ضعیف می کند به نحوی که انسان نمی تواند علیه مأنوسات روحی و جسمی خود قیام نماید پس عادت در هر زمینه بد است . لذا اینها در مقابل این تعریف که تربیت فن تشکیل عادت است می گویند تربیت فن برهم زدن عادت است .)) استاد معتقد است که صدور حکم کلی درباره این که عادت همواره امر ناپسندی است چندان صائب نیست .

(( چون عادت بر دو قسم است : عادات فعلی و انفعالی ، عادت فعلی آن است که انسان تحت تأثیر یک عامل خارجی قرار نمی گیرد بلکه کاری را در اثر تکرار و ممارست بهتر انجام می دهد . فی المثل نوشتن را نمی توان به یکباره آموخت باید به تدریج و در اثر تمرین و ممارست عادت به نوشتن حاصل شود . بسیاری از ملکات نفسانی مثل شجاعت و قوت قلب نیز عادت فعلی محسوب  می شود.)) استاد معتقد است که در مورد عادات فعلی ایراداتی از قبیل آنچه کانت وروسو بیان می کردند وارد نیست که انسان خوی و انس می گیرد بلکه خاصیت آنها فقط این است که انسان تا وقتی به انجام کاری عادت نکرده اراده اش در مقابل محرکاتی که انگیزه او را برای انجام آن کار تقلیل می دهند ضعیف است ولی وقتی عادت کرد مقاومت پیدا می کند ، ثانیاً از جمله فواید عادت که علمای اخلاق همواره بر آن تأکید فراوان کرده اند این است که عادت انجام کاری را بر حسب طبیعت برای انسان دشوار است آسان می کند .اما استاد آن قسمتی از عادات را که تسلط آنها بر نفس آدمی موجب تضعیف عقل و اراده او می شود ، عادات انفعالی می نامد ، (( عادات انفعالی عاداتی است که انسان تحت تأثیر یک عامل خارجی کاری انجام می دهد و در همین دسته عادتها است که آدمی اسیر مأنوسات خود می شود ، حاصل سخن در این بخش این است که در نظریه تعلیم و تربیت اسلامی ایجاد عادات فعلی برای تربیت شوندگان جایگاه مهمی دارد غفلت از آن روند تربیت دینی را تا حدود زیادی مختل خواهد کرد .

4- انسانی که به پرورش اسلامی تعلیم می بیند و تربیت می شود باید موجودی ((اخلاقی)) از کار درآید و این یکی دیگر از ارکان تعلیم و تربیت اسلامی است . متکلمان شعیه تحت تأثیر آموزشهای ائمه علیهم السلام همواره معتقد بوده اند که خیر اخلاقی مستقل از امر الهی است یعنی اینگونه نیست که چون خداوند به انجام یک کار خاص امر کرده است آن کار مبدل به خیر اخلاقی شود ، بلکه چون یک عمل خاص به لحاظ اخلاقی خیر است خداوند به انجام آن امر می کند و اما این نکته نیز نباید نا گفته بماند که خالق نخستین خیر الهی که در ضمیر انسان به صورت فطرت اخلاقی جای گذاری شده ، خداوند است و از این جهت اخلاق را باید برآمده از ذات الهی دانست ، استاد شهید علاوه بر این مطلب می گوید : (( تمام حقیقت این است که اخلاق از مقوله عبادت و پرستش است . انسان همان میزان که خداوند ناآگاهانه پرستش می کند نا آگاهانه هم یک سلسله دستور های الهی را پیروی می کند . وقتی که شعور نا آگاهش تبدیل بشود به شعور آگاه که پیامبران نیز برای همین کار آمده اند ، دیگر تمام کارهای او تبدیل به کار اخلاقی  می شود )).  

سیستم تعلیم وتربیت اسلامی از آنجا که آموزشهای اخلاقی در آن اهمیت بسیار دارد، یک سیستم هدفمند و دارای غرض و مقصود خواهد بود چون اخلاق بر خلاف مطلق تربیت که هیچ محتوای از پیش تعیین شده ای ندارد ، دارای مضمون و محتوای مشخص و غیر قابل تخلف است . از سوی دیگر فضایل اخلاقی آگر در کنار آداب و اعمال دینی بنشیند آدمی را برای طی طریق کمال کفایت خواهد کرد و مطلوب آموزش و پرورش اسلامی نیز جز این نیست .

5-تعلیم و تربیت اسلامی در یکی دیگر از شوؤن خود بر مساله (( عبادت )) مبتنی است . در تفکر اسلامی کمال غایی آدمی آن هنگام محقق می شود که او به مرتبه (( عبادت )) برسد و در هیچ حال و مقامی از ذکر باری تعالی غافل نشود . رسیدن به این مرتبه مستلزم نوعی خاص از سلوک روحی و جسمی است که جز در ضمن یک سیستم آموزشی و پرورشی دقیق ممکن نخواهد بود . در اسلام انواع مختلفی از عبادت وجود دارد که هریک محتوایی خاص و به تبع آن کارکردی ویژه دارند . تربیت اسلامی با دستمایه قراردادن اشکال مختلف عبادت هر یک را در جهت برآوردن مقصودی خاص از مقاصد مختلف خود به کار می گیرد و بدین ترتیب عبادت را کنار دیگرارکان خود می نشاند تا از این رهگذر برنامه خویش را کامل کند و به سرانجام برساند .

 

6

 

 

 

 

استاد شهید عقیده دارد که در عبادت اسلامی علاوه بر محتوای آنها عناصر مختلفی وجود دارد که هر کدام آنها می تواند مستقلاً در جهت غنی تر شدن برنامه تربیتی اسلام موثر واقع شود . عبادات اسلامی غالباً شکلی خاص و از پیش تعیین شده دارند که شخص عابد حق تخلف از آنها را ندارد . همین شکل خاص عبادت و لزوم مراعات آن خود تمرینی است برای ضبط و مهار نفس که یکی از مهم ترین ملکات نفسانی محسوب می شود علاوه بر این اکثر عبادات اسلامی وقت ویژه ای هم دارند که در غیر آن پذیرفته نمی شوند .

لزوم مراعات اوقات عبادت خود تمرین دیگری است برای آنکه ملکه نظم و وقت شناسی در وجود عابد جای بگیرد و این نیز یک خصلت تربیتی دیگر است . از دست عوارض جانبی و مهم در اطراف عبادات اسلامی باز هم توان یافت . با این وصف می توان نتیجه گرفت عبادات آخرین زنجیر تعلیم و تربیت اسلامی است که اگر به باقی اجزاء آن بپیوند سیستمی بدیع را پدید خواهد آورد که بسی جامع تر و کار آمد تر از نظریه های کنونی تعلیم و تربیت است . آنچه در کمال اختصار در این نوشتار آمد شمای کلی نظام آموزش و پرورش اسلامی است آنگونه که استاد شهید مرتضی مطهری در آثار خود تصویر کرده است این ساختار عمدتاً نظری است و برای تبدیل به یک تئوری جامع و سازگار شود باید راهکاری عملی و اجرایی به همراه برخی جزئیات دیگر به آن ضمیمه شود . آن هنکام است که می توان نسبت به تحقق یکی از اهداف دیرینه شریعت اسلام یعنی ساختن جامعه ای دینی امیدوار بود .

عوامل تربیت صحیح از دیدگاه فیلسوف شهید مطهری :

.1تعقل ، تفکر و تعلم : فرد نه تنها آنچه را که ارائه شده است ، درک می کند بلکه به ارزیابی آم می پردازد و نسبت به درستی یا نادرستی آن نیز قضاوت   می کند در تعلیم و تربیت واقعی در هر دوره از تحصیل و در هر مرحله از رشد معلم یا مربی کمک می کند تا آنچه را که می خواند یا می شنود مورد تحلیل قرار دهد . دلایل و مدارک یک نظریا یک فرضیه یا یک تصمیم را بررسی کند و آن گاه درباره موضوع مورد بحث قضاوت نماید . در هر صورت تعقل و تفکر برای روشن شدن است .

.2تقوا و تزکیه نفس : این عامل موجب پرورش اراده انسان می شود و اراده را آماده می کند برای به کار بستن ، یعنی روشن شدن تنهایی کافی نیست باید روشن شد واقتدار پیدا کرد .

.3مسئله عبادت : عبادت برای تقویت عشق و علاقه معنوی و ایجاد حرارت ایمانی در انسان است . ایمان خودش به نوبه خود منشاء عبادت است . عبادت هم تقویت کننده ایمان است . ایمان عمل تأثیر متقابل در یکدیگر دارند . در پیکره عبادت برخی از واجبات و مستحبات وجود دارد و رعایت آنها الزامی به شمار می آید که ممکن است با عبادت زیاد ربطی نداشته باشد ولی در تعلیم و تربیت موثر واقع شود و اثر خاص تربیتی در پی داشته باشد مثل موضوع غسل ، وضو ، طهارت بدن و لباس نمازگزار و مکان آن رعایت حقوق مردم .

.4کرامت نفس و عزت نفس : اساساً مسئله عزت و قاهریت و سیادت آنقدر ارزش والایی دارد که اصلاً زندگی بدون آن معنی ندارد و اگر باشد مهم نیست که تن انسان روی زمین حرکت کردن روی زمین حیات نیست . شعار معروف حضرت سید الشهداء به همین معی است که در روز عاشورا فرمودند : (( الموت اولی من رکوب الغاری ، مرگ از متحمل شدن ننگ بالاتر است و این یعنی اینکه من فقط عزت می خواهیم یا جمله دیگر آن حضرت : ((هیهات منا الذله ))باور عزت نفس آدمی را صبور می کند ، از تند خویی باز می دارد ، از دروغ و عجز وناتوانی دور می کند ، در حسن سیرت متواضع می نماید ، غیرت می بخشد ، حریت و آزادی می دهد و شافتش را محفوظ می دارد .

.5وجدان عمومی : منظور از وجدان عمومی فقط دوست داشتن همه انسانها نیست بلکه بالاتر از آن است . دوست داشتن همه چیز و همه اشیاء و در عین حال عمل چون نه انسان و نه کل عالم موجودات توقفی نیستند در مسیر تکامل باید موانع را از پیش پا برداشت . در این زمینه باید نه اصول انسانیت توجه داشت نه به فرد و شخص .

.6محبت : محبت باید عاقلانه و منطقی و موافق با مصلحت باشد محبت موافق با مصلحت  شامل زمان حال و آینده هردو دومی شود یعنی همین طور که همیشه خیر وسعادت خود را می خواهیم ، خیر و سعادت عموم مردم را بخواهیم .

7

 

 

 

 

 

 

      وجود مربی یا تربیت کننده :

اگر مربی نباشد تربیت انجام نمی گیرد ، اگر در کشتزار تربیت کننده ای بنام باغبان نباشد هرگز محصول بدست نمی آید و اگر انسانها مربی نداشته باشند هرگز به سعادت نمی رسند . مربی بی چون و چرا در تربیت تکوینی و تشریعی ذات پاک خداوندی است . چون او خالق و ما مخلوقیم بقیه هر چه است اسباب وصول به تربیت هستند . پس مربی حقیقی و مرشد واقعی همان خداوند کریم است ولی ذات باریتعالی جهت این امر مهم پیامبران را ارسال فرمود و قانون تربیت را در قالب وحی بر آن ها نازل کرد تا آنها برای مردم قرائت و آن قوانین را در جامعه پیاده نمایند و خود در مرحله دوم مربی برای مردم باشند پس مربی های بشر به ترتیب اولویت ها عبارتند از :

.1خداوند متعال 2.   پیامبران 3.   ائمه اطهار 4.    علماء و دانشمندان با تقوی

البته تربیت کننده های دیگری هم در مرحله پایین تر از این سلسله وجود دارند که جهت اختصار به آن ها اشاره نمی شود . نکته مهمی که در این قسمت قابل توجه است این است که انسان هرگز نباید از مربی جدا شود و نباید طوری عمل کند که مربی از او جدا شود جدا شدن تربیت کننده از تربیت شونده مساوی با نابودی است همانگونه که جدا شدن باغبان از گیاه و چوپان از گوسفند موجب نابودی آنها می شود . و لذا همیشه باید به یاد خدا باشیم و با یاد او زندگی کنیم تا این اتصال و ارتباط محفوظ باشد . قرآن توصیه می کند زیاد به یاد خدا باشید .     (( یا ایها الذین امنوا اذکروا الله ذاکراً کثیراً ))

1

یعنی ای کسانی که ایمان آورده اید خدا را بسیار یاد کنید و در دنباله آیه می فرماید : و صبح و شام او را تسبیح گویید . انسان باید با یاد خدا و با یادآوری نعمت های او اتصال خود را با خداوند حفظ کند البته نتیجه این اتصال عبادت و بندگی و دوری از گناه و معصیت است که همان تربیت اسلامی است . خداوند در قرآن توصیه می کند که نعمت های الهی را بیاد بیاورید پرواضح است که نتیجه یادآوری نعمت های الهی درک عظمت و قدرت خداوند و ضعف خویشتن است که این امر باعث عبادت و بندگی می شود . در سوره فاطر می فرماید :

2

(( ای مردم به یاد آورید نعمت خدا را بر شما آیا آفریننده ای جز خدا هست که شما را از آسمان و زمین روزی دهد ؟ هیچ معبودی جز او نیست با این حال چگونه به سوی باطل منحرف می شوید. ))

3

اثرات تربیتی به یاد خدا بودن 

.1باعث رستگاری می شود. قرآن می فرماید : «‌ خدا را بسیار یاد کنید شاید رستگار شوید . »

.2یاد خدا به انسان بینایی و روشنایی می بخشد .

4

قرآن در این زمینه می فرماید : « پرهیزکاران هنگامی که گرفتار وسوسه های شیطان شوند به یاد ( خدا و پاداش و کیفر او ) می افتند و ( در پرتو یاد او راه حق را می بینند ) و بینا می شوند .

.3یاد خدا باعث آرامش دلها است.

5

« الا بذکر الله تطمئن القلوب »آگاه باشید با یاد خدا دلها آرامش می یابد .

.4در آسمانها فرشتگان به یاد انسان ها می افتند .

6

ابوذر می گوید وارد مسجد شدم و به حضور پیامبر (ص) رسیدم به من فرمودند :‌ « بر تو باد که قرآن را تلاوت کنی و خدا را بسیار یادنمایی که این سبب می شود که در آسمانها فرشتگان یاد تو کنند و نوری است برای تو در زمین . »

.5باعث برکت حضور فرشتگان فرار شیاطین می شود .امام صادق (ع) می فرمایند :

7

« خانه ای که در آن تلاوت قرآن شود و یاد خدا گردد برکتش افزون خواهد شد . فرشتگان در آن حضور می یابند و شیاطین از آن فرار می کنند و برای اهل آسمانها می درخشد همانگونه که ستاره درخشان برای اهل زمین .» 

 

.1 سوره احزاب آیه 42-41

.2سوره فاطر آیه 3

.3سوره جمعه آیه 10

.4سوره اعراف آیه 201

.5سوره رعد آیه 28

.6مکارم شیرازی ، آیت ا... ناصر ، تفسیر نمونه ، ج 17 ص 265 ، چاپ مدرسه امام امیرالمومنین قم

.7همان ص 357

 

8

 

 

 

 

1

تعلیم و تربیت از منظر پیامبر اعظم ( ص )

« ما کان محمد أبا احد من رجالکم ولکن رسول الله و خاتم النبین و کان الله بکل شی علیماً »‌.

2

شکر خدایی را که شکوهش را بدون کمترین نیاز به سپاس سپاسگزاران ، سبب مزید رحمتش و راه رسیدن به فضلش قرار داده و پیامبرانش را برای هدایت آفریدگانش به کمال وجودی فرستاد .

« ذلک الکتب لا ریب فیه هدی للمتقین »‌

درود خدا به روان پاک انبیاء الهی این سرایندگان فریاد آزادگی و یکتا پرستی سلام و اکرام بی پایان و بی نهایت خدا بر پیامبر اعظم ( ص ) و خاندان پاکش که خداوند اقرار به پیامبری ایشان را قرین اعتراف به خداوندی خویش ساخت و چندان وی را گرامی داشت که هیچ مخلوقی به پایه اش نرسید خود و فرشتگانش بر او سلام فرستادند و مومنین را نیز دستور داد تا بر او صلوات فرستند .

سلام بر امام خمینی ( ره ) این شاگرد صادق قرآن و عترت و وارث راستین اسلام و عاشق مشتاق اهل بیت عصمت و طهارت  و سر سپرده کوی والای توحید و دل سپرده سوی ولایت خاندان پیامبر اعظم ( ص ) که با سنت بنان و سیرت بیان عهده دار تعلیم کتاب و حکمت بوده و با عقل و درایت و عایت ارکان دین را درک نموده است .

3

سلام به محضر ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت ا... خامنه ای « مدظله العالی » این اقیانوس ژرف از اندیشه و علم  و سیاست و دوراندیشی که با پیام عمیق و سرنوشت ساز و جهت دهنده خود که تنها از ذهن و فکر مخلصان الهی و عباد صالح خداوند تراوش می کند امسال را سال پیامبر اعظم ( ص ) نامید و مصداق این حدیث شریف نبوی گردید :

« ان من الشعر حکما و ان من البیان سحراً »

برخی از اشعار حکمت آمیز و برخی از بیانها جاودانه است .

مأموریت پیامبر اعظم ( ص ) و ائمه هدی هدایت انسانها در همه ابعاد زندگی به سوی کمال و رسیدن به قله های معرفت  و کمال می باشد .

در عصر حاضر که غبار سکولاریسم و لیبرالیسم تنفس در فضای معنویت و محبت را برای بشر سنگین و سنگین تر کرده است و از طرفی تیرهای زهرآگین اومانیسم او را از حرکت به سوی زیبایی باز داشته است انسان غریب و خسته معاصر بیش از هر زمان دیگر به پیام آرام بخش و نشاط انگیز پیام آوران الهی نیازمند است تا در دامان سبز عبودیت خداوندی به آرامش درونی و آسایش برونی دست یابد . اگر معتقد باشیم که کسب فضائل انسانی ، حقیقت جویی ، خردورزی ، تقویت مهارت های اساسی زندگی ، تصمیم گیری ، خلاقیت ، خودشکوفایی کودکان و نوجوانان محصول و نتیجه مجموعه برنامه ها و فعالیت هایی است که گاه از دانش و اطلاعات و گاه از خلال نگرش ها و عواطف و احساسات که توسط معلم ، مدیر و مربی و یا خانواده و محیط به طور مجموع اعمال می گردد بر این اساس نکته هایی را از فرموده های نبی مکرم اسلام برترین معلم تمام اعصار در باب تعلیم و تربیت و ارزش علم و دانش همراه با تزکیه که دارای مفاهیمی عالی و زیباست مرور نماییم .

5

4

علم در خزانه ای است که کلیدش سئوال است خدا شما را رحمت کند بپرسید که چهار کس در سئوال اجر برند :‌ سائل ، گوینده ، شنونده ، و دوستدارنده آنها .  

6

از علما سئوال کنید با حکما هم سخن و با فقرا همنشین شوید .

7

فضیلت علم نزد من از فضیلت عبادت محبوبتر است و بهترین دین شما پرهیزگاری است .

هر که نادانسته فتوا دهد ملائکه آسمان و زمین لعنتش کنند .

 

 


.1سوره احزاب ، آیه 40

.2سوره بقره ، آیه 2

.3تحف العقول ص 2

.4همان ص 3

.5همان ص 22

.6همان ص 22

7همان ص 59

 

9

 

 

 

 

 

مبانی نظری تعلیم و تربیت در اسلام

 

 

 

 

1

1 . حقیقت انسان . از دیدگاه اسلام انسان تنها ارگانیسم محسوس نیست بلکه دارای عنصری ماورائی است که بعد از متلاشی شدن بدن هم باقی می ماند . و حیاتی جاودانی و سعادت یا شقاوتی ابدی خواهد داشت . و در واقع انسانیت انسان به روح اوست و بدن بمنزله ی ابزاری برای فعالیت یا مرکبی برای سیر و حرکت است که البته میبایست در همین حد به آن بها داد و در حفظ سلامت و نیرومندی آن کوشید آنچنانکه میبایست به سلامت و نیرومندی ابزار و مرکب اهتمام شود .

 

 

 

2

2 .موقعیت انسان در جهان . در میان موجودات این جهان انسان از مواهب خدادادی و قابلیتهای خاصی برخوردار است که او را از دیگر آفریدگان ممتاز میسازد مانند ظرافتهایی که در ارگانهای ظاهری و درونی و بویژه در مغز و سیستم عصبی  او بکار برده شده و توانشهای روانی ویژه ای که در سایر موجودات زنده یافت نمی شود و در اثر همین ویژگیهاست که می تواند در همه ی پدیده های طبیعت تصرف کند و آنها را در راه تعالی خودش بکار گیرد . دادن این امتیازات به انسان نوعی «تکریم » تکوینی الهی است که در قرآن کریم به آن اشاره شده است .

 

 

 

6

5

4

3

3 .انسان بر سر دوراهی ( بین دو بی نهایت ) . نیروها و استعدادهایی که خدای متعال به انسان ، عطا فرموده سرمایه های تکوینی و فطری برای حرکت وی بسوی هدف نهائی است . ولی بکار گرفتن این مایه های خدادادی منوط به اراده و اختیار و انتخاب و گزینش خود اوست و همچنانکه می تواند از این نعمتها حسن استفاده کرده با بهره گیری از آنها مسیر تکامل حقیقی را بپیماید و سعادت ابدی را بدست بیاورد همچنین می تواند با سوء استفاده از آنها در راه سقوط و انحطاط ، قدم بردارد تا آنجا که از حیوانات درنده هم پستر شود و شقاوت ابدی را برای خودش بخرد . از اینروی می توان مسیر انسان را بین دو بی نهایت در نظر گرفت که از یک سوی به کمال و سعادت بی نهایت ، صعود و عروج می کند و از سوی دیگر به شقاوت و عذاب بی نهایت سقوط می کند . پس ارزش و کرامت نهایی انسان در گرو انتخاب راه تقوی است و طبعاً همه ی انسانها دارای ارزش مطلق و یکسانی نخواهند بود . بلکه اهل ایمان و عمل صالح دارای ارزش مثبت و اهل کفر و عصیان دارای ارزش منفی و هر یک دارای مراتب مختلفی خواهند بود .

 

 

 

7

 

4 .هدف از آفرینش انسان ( کمال نهائی ) . انسان با ویژگیهای خاص خودش برای این آفریده شده که مسیر تکامل را با اداره ی آزاد و انتخاب آگاهانه بپیماید و لیاقت درک فیوضات خاصی که در سایه ی حرکت اختیاری افاضه می شود را پیدا کند و به مقام قرب الهی که توأم با سعادت جاودانی است برسد . ولی چون این سیر و حرکت باید بصورت اختیاری انجام گیرد ناچار باید مسیر دیگری در جهت مخالف آن وجود داشته باشد که به شقاوت و عذاب ابدی منتهی گردد .

 

 

 

 

5 .دنیا مقدمه ی آخرت است . با توجه به هدف آفرینش انسان روشن می شود که زندگی وی در دنیا یک دوران محدود و مقدماتی مبرای خودسازی و پرورش دادن و بفعلیت رساندن استعدادهاست که نتیجه ی ثابت و ابدی آن در عالم آخرت ظاهر می گردد و در صورتی که بشر در این دنیا جهت کمال را انتخاب کند به دار نعمت و رحمت ابدی و در صورتی که جهت ضد آن را برگزیند به دار عذاب و هلاکت جاودانی خواهد رفت . و به تعبیر قرآن کریم جهان دنیا « دار آزمایش »‌ است تا نیکوکاران از تبهکاران متمایز شوند و هر یک در عالم آخرت به آنچه سزاوار آنند برسند .

 

 

 

 

 


.1سوره حجر / آیه ی 29، ص/ آیه ی 72: « و نفخت فیه من روحی » ، سوره ی مومنون / آیه 14: « ثم انشأناه خلقاً آخر فتبارک الله احسن الخالقین »‌ سوره ی سجده / آیه ی 9: « ثم سواه و نفخ فیه من روحه » سوره ی سجده / آیه ی 11، « قل یتوفاکم ملک الموت الذی و کل بکم ثم الی ربکم ترجعون ».

.2سوره ی اسراء / آیه ی 70: « ولقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا».

.3سوره ی اعراف / آیه ی 179 : « و لقد ذرانا لجهنم کثیراً من الجن و الانس لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اعین لایبصرون بها و لهم آذان لا یسمعون بها اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون »، سوره انفال / آیه ی 22 : « ان شر الدواب عندالله الصم البکم الذین لا یعقلون »، سوره ی انفال / آیه ی55: « ان شر الدواب عندالله الذین کفروا فهم لایومنون».

.4سوره تین / آیه ی 4-6«لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم . ثم رددناه اسفل سافلین . الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات فلهم اجر غیر ممنون ».

.5سوره ی حجرات / آیه ی 13 : « ان اکرمکم عندالله اتقیکم ».

.6سوره ی آل عمران / آیه ی 163 : « هم درجات عندالله » ، سوره ی انعام / آیه ی 132، سوره ی احقاف / آیه ی 19 : « و لکل درجات مما عملوا » ، سوره ی هود / 105-108: «‌فمنهم شقی و سعید ...» 

.7سوره ی کهف / آیه ی 29 : « فمن شاء فلیومن و من شاء فلیکفر » ، سوره ی انفال / آیه ی 42 : « لیهلک من هلک عن بینه ی و یحیی من حی عن بینه ی » ، سوره ی انسان / آیه ی 2 « انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعاً بصیراً ».

 

 

10

 

 

1

6 .وسیله ی کلی حرکت . سیر و حرکت انسان بسوی کمال و سعادت ، یا فرو غلطیدن او در دره ی سقوط و هلاکت بوسیله ی اعمال و رفتارهای درونی ( مانند یاد خدا ) و بیرونی حاصل می شود و هر قدر این اعمال آزادانه تر و آگاهانه تر انجام گیرد تأثیر بیشتری خواهد داشت و بر شتاب حرکت خواهد افزود . و صرف نظر از انجام چنین رفتارهایی هیچ خیر و شر اخلاقی تحقق نمی یابد و هیچگونه استحقاقی برای پاداش یا کیفر پدید نخواهد آمد .

 

2

7 .شرایط حرکت اختیاری . رفتارهای اختیاری انسان که تبلور حرکت تکاملی یا تترلی وی میباشد از میلها و گرایشهای غریزی و فطری  نشأت می گیرد و جهت دادن به آنها در گرو دانشها و بینشها و پذیرفتن ارزشهای خاصی است . افزون بر این فعالیتهای بیرونی انسان نیازمند به امکانات طبیعی و اجتماعی و فراهم شدن اسباب و شرایط خارجی نیز هست .

8 .حد نصاب در انتخاب موثر . رفتارهای ابتدائی انسان ( مانند دوران شیرخوارگی ) از میلهای غریزی و شناختهای و با استفاده از شرایط مادی که بدون اختیار وی فراهم شده انجام می گیرد و اینگونه رفتارها هر چند خالی از نوعی گزینش و انتخاب نباشد تأثیر تعیین کننده ای در سعادت و شقاوت ابدی ندارد زیرا از آزادی و آگاهی کافی برخوردار نیست . اندک اندک رفتارها پیچیده تر و انگیزش میلها و فراهم شدن دانش ها و بینشها و همچنین تحقق اسباب و شرایط خارجی کمابیش در قلمرو اختیار و انتخاب شخص قرار می گیرد و زمینه را برای بر داشتن قدمهای بلند و سرنوشت ساز مهیا میسازد و آن هنگامی است که به رشد عقلانی لازم برسد ( دوران بلوغ و تکلیف ) و در اینجاست که حد نصاب گزینش آگاهانه و موثر در سعادت و شقاوت ابدی حاصل   می شود و شخص مورد مسئولیت جدی قرار می گیرد .

6

5

4

3

9 .رابطه ی تفاوتها با مسئولیتها : افراد بشر از نظر سرمایه های خدادادی ( اعم از نیروهای بدنی و توانشهای روانی ) یکسان نیستند همچنانکه بر خورداری ایشان از نعمتهای طبیعی و اجتماعی و اسباب و ابزار فعالیتهای بیرونی متفاوت است . و این تفاوتها ناشی از نظام علی و معلولی حاکم بر جهان و تحت تدبیر حکیمانه ی الهی پدید می آید . و بر اساس این تفاوتها کمیت و کیفیت مسئولیتها و وسعت و ضیق میدان تکامل یا تترل متفاوت می شود و قاعده ی کلی اینست که هر کس در حد استعداد و توان و در محدوده ی میدان گزینش و انتخاب در برابر خدایی که این نعمتها را به او عطا فرموده مسئول است و برد ترقی و تکاملش با برد سقوط و تترل وی متعادل و متوازن خواهد بود .

8

7

10 .تأثیرتعلیم و تربیت ( نقش معلم و مربی ) . انسان می تواند برای کسب دانشها و بینشها و شناخت ارزشها و بطور کلی برای بفعلیت رساندن استعدادهای خودش از دیگران کمک بگیرد و اشتباهات و کجرویهای خودش را تصحیح و جبران کند . و از اینجا اهمیت نقش معلم و مربی روشن می شود زیرا اوست که می تواند با آموزش معلومات مفید و معارف ارزشمند برد شناخت و تعقل فراگیر را وسعت بخشد و با ارائه ارزشهای والا و اثبات برتری آنها بر میلها و هوسهای پست و نشان دادن راه کنترل و تعدیل غرائز او را در گزینش صحیح و تسلط بر هوای نفسانی و کسب ملکات فاضله مانند ایثار و فداکاری و در یک کلمه در راه خداپرستی یاری دهد و بدین ترتیب بصورت وسیله ای ارزنده برای تحقق هدف الهی از آفرینش انسانها درآید در ضمن اینکه قدم بلندی در راه تکامل خودش بر میدارد .

 


.1سوره بقره / آیه ی 286 : « لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت »‌ ، سوره ی آل عمران / آیه ی 25 : « و وفیت کل نفس ما کسبت و هم لا یظلمون » ، سوره ی ابراهیم / آیه ی 51 : « لیجزی الله کل نفس ما کسبت » و ...

.2سوره ی انسان / آیه ی 3: « انا هدیناه السبیل اما شاکراً و اما کفورا » ، سوره ی الشمس / آیه ی 8 : « فالهما فجورها و تقواها ».

.3سوره ی نساء / آیه ی 6 : « و ابتلوا الیتامی حتی اذا بلغوا النکاح فان آنستم منهم رشداً فادفعوا الیهم اموالهم ».

.4سوره ی انعام / آیه ی 165 : « و رفع بعضکم فوق بعض درجات لیبلوکم فی ما اتاکم » ، سوره ی نحل / آیه ی 71 : « و الله فضل بعضکم علی بعض فی الرزق » ، سوره ی نساء / آیه ی 32 : « و لا تتمنوا ما فضل الله به بعضکم علی بعض » و ...

.5سوره ی بقره / آیه ی 233 : « لا نکلف نفساً الا وسعها » ، سوره ی بقره / آیه ی 286 : « لا یکلف الله نفساً الا وسعها » ، سوره ی طلاق / آیه ی 7 : « لا یکلف الله نفساً الا ما آتاها » .

.6سوره ی نحل / آیه ی 93 : « و لتسالن عما کنتم تعلمون » ، سوره ی تکاثر / آیه ی 8: « ثم لتسالن یومئذ عن النعیم » ، سوره ی اسراء / آیه ی 36 :« ان السمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسئوولاً »‌، سوره صافات / آیه ی 24 : « وقفوهم انهم مسئوولون ».

.7سوره ی کهف / آیه ی 66 : « هل اتبعک علی ان تعلمن مما علمت رشداً‌» .

.8قال رسول الله (ص) لا میرالمومنین (ع) : یا علی ، لان یهدی الله بک رجلاً خیر لک مما طلعت علیه الشمس . و قال (ص) : ان معلم الخیر یستغفر له دوات الارض و حیتان البحر و کل ذی روح فی الهواء و جمیع اهل السماء و الارض . و ان العالم و المتعلم فی الاجر سواء . و قال (ص) : العالم و المتعلم شریکان فی الاجر : للعالم اجران ، و للمتعلم اجر ، و لاخیر فی سوی ذلک .  ر.ک : بحارالانوار ، عوالم ، اصول کافی ، بصائر الدرجات و ...

 

11

 

 

 

 

 

1

11 .ضرورت زندگی اجتماعی و لوازم آن . انسان برای ادامه ی حیات و تأمین نیازمندیهای زندگی و مبارزه با خطرهای گوناگون باید با همنوعان خود همکاری و همزیستی داشته باشد و برقراری زندگی اجتماعی متوقف بر تقسیم کار و توزیع عادلانه ی منافع و دستاوردها و وجود مقررات و قوانین و دستگاهی برای اجراء آنها میباشد . و بدون آنها زندگی اجتماعی دچار هرج و مرج شده افراد جامعه از امکانات لازم برای حرکت تکاملی خود محروم میگردند . چنانکه انفرال و انزواء افراد علاوه بر اینکه ادامه زندگی را بر خود ایشان سخت و احیاناً ناممکن میسازد جامعه را نیز از همکاری آنان محروم میکند و این هر دو بر خلاف مصلحت و حکمت آفرینش انسان است . و اساساً در زندگی اجتماعی است که فعالیتها و برخورد های گوناگون میسر شده زمینه برای آزمایشها و گزینشها در ابعاد مختلف فراهم می آید .

 

 

3

2

12 .مسئولیتهای اجتماعی . نظر به اینکه راه زندگی انسان دو سویه است و تعیین جهت آن در گرو اختیار و انتخاب افراد و گروههاست همیشه کسانی یافت خواهند شد که نه تنها بر خلاف مصالح شخصی خودشان قدم برداشته بسوی شقاوت و هلاکت حرکت میکنند بلکه مزاحمتها و مشکلاتی برای دیگران نیز فراهم می کنند و انواع ظلمها و ستمها و تجاوزات را پدید می آورند و اگر اقدام موثری در جهت ارشاد گمراهان و رفع شر ستمگران و حمایت از محرومان و مظلومان انجام نگیرد دیری نخواهد پایید که سراسر جهان را ظلم و فساد فرا گیرد و زمینه ای برای رشد و تکامل افراد مستعد و خیرخواه باقی نماند . بدین ترتیب انواعی از مسئولیتهای اجتماعی برای افراد و گروهها و ارگانهای رسمی ثابت می شود .

 

 

 

 

 

 

   

اصول عملی تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام

4

1.  ارزیابی صحیح از نیازهای مادی و معنوی . محتوای تعلیم و تربیت و رفتار مربی باید بگونه ای باشد که فراگیر اصالت بعد روحی و معنوی انسان را بفهمد و همواره به نیازهای مادی بعنوان ابزار و وسیله ( و نه بعنوان هدف ) بنگرد . در عین حال باید از افراط در توصیه های زاهدانه که موجب اختلالات جسمانی و احیاناً ناهنجاریهای روانی نیز میشود پرهیز کرد و رعایت اصول بهداشت و تربیت بدن و تفریح معقول را نباید فراموش کرد .

 

 

 

6

5

2.  برانگیختن احساس کرامت و عزت نفس . با توجه به موقعیت ویژه انسان در میان آفریدگان و نعمت های خاصی که خدای متعال به انسان عطا فرموده خواه نعمتهای بدنی و روانی و خواه نعمت های بیرونی و اجتماعی و تسلطی که به او بر طبیعت بخشیده است باید احساس کرامت و عزت را در فراگیر بر انگیخت و به وی آموخت که دست یازیدن به کارهای پست بمنزله ی آلوده کردن گوهر انسانیت است و پیروی کردن از هواهای نفسانی بمنزله ی برده ساختن و زبون کردن عقل و روح ملکوتی است . و از سوی دیگر با توجه به اینکه اندامهای بدن و نیروهای روان مانند نعمتهای بیرونی همگی امانتهای الهی است باید برخورد و بکارگیری آنها بگونه ای باشد که موجب رضای صاحب حقیقی آنها یعنی خدای متعال باشد تا خیانت در امانت نگردد . همچنین معلم و مربی باید به فراگیران بچشم امانت الهی بنگرد که بدین منظور بدست او سپرده شده اند که برترین آموختنیها را با بهترین شیوه ها به ایشان بیاموزد و به نیکوترین وجهی آنانرا بپرورد .

 

 

 


.1سوره ی محمد / آیه ی 4:« ولکن لیبلو بعضکم ببعض » ، سوره ی محمد / آیه ی 31 : « و لنبلونکم حتی نعلم المجاهدین منکم و الصابرین » ، سوره ی آل عمران / آیه ی 186 : « لتبلون فی اموالکم و انفسکم »‌ ، سوره ی بقره / آیه ی 155 : « و لنبلونکم بشی من الخواف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین » ، آل عمران / 154 : « و لیبتلی الله ما فی صدور کم و لیمحص ما فی قلوبکم » و ...

.2سوره ی آل عمران / آیه ی 104 : « و لتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر ...» و ...

.3سوره ی بقره / آیه ی 251: « و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض » سوره حج / آیه 40: « و لولا دفع الله الناس من بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیراً»‌.

.4سوره ی آل عمران / آیه ی 14 : « زین الناس حب الشهوات من النساء و البنین و القناطیر من الذهب و الفضه و الخیل السومه و الانعام و الحرث ذلک متاع الحیاه الدنیا و الله عنده حسن الاب »‌، آل عمران / 185 : « و ما الحیاه الدنیا الا متاع الغرور »‌ ، سوره ی قصص / آیه ی 60 : « و ما اوتیتم من شی فمتاع الحیاه الدنیا و زینتها و ما عندالله خیر و ابقی افلا تعقلون »‌.

.5الشمس / 9-10 : « قد افلح من زکاها. و قد خاب من دساها. » « من کرمت علیه نفسه هانت علیه الشهوات ».

.6کلکم راع و کلکم مسئوول عن رعیته .

12

 

 

 

 

3

2

1

3.  مبارزه با غفلت . با توجه به اینکه انسان همواره بر سر دوراهی بسوی بی نهایت ترقی و بی نهایت انحطاط است باید فراگیر را همواره متوجه خطیر بودن موقعیتش کرد تا به تکریم ابتدائی الهی و نعمتهای دنیوی مغرور نشود و مانند بعضی از هیومنیست ها آنرا مایه ی افتخار ابدی خود نپندارد و نیز زندگی را به غفلت و بطالت نگذراند . و همچنین از غریزه ی منفعت جویی و کمال طلبی و زیان گریزی که در نهاد هر انسانی هست برای شتاب دادن به حرکت تکاملی بهره جست آنچنانکه در تعالیم قرآن کریم  و سنت معصومین (ع) مشهود است .   

5

4

4.  زنده نگه داشتن یاد خدا . با توجه به هدف آفرینش انسان که همان رسیدن به قرب الهی است باید یاد خدا را در دل فراگیر زنده کرد تا هم آرامش روحی وی تأمین شود و هم از آن مانند قطب نمایی برای تشخیص و تصحیح میسر استفاده کند و هم با تأثیر دادن انگیزه ی الهی به کارهایش ارزش ببخشد .

6

7

5. معاوضه ی متناهی با نامتناهی . با توجه به مقدمه بودن زندگی دنیا برای آخرت باید دو نتیجه ی مهم گرفت : یکی آنکه به لذتها و رنجهای دنیا اصالت نبخشد : نه به خوشیهای دنیا دل ببندد و نه از رنجهای آن بهراسد و دیگر آنکه ارزش واقعی ساعات و لحظات عمرش را درک کند که می توان با صرف آنها در کارهای خداپسند سعادتی ابدی بدست آورد چنانکه می توان با صرف آنها در ضد ارزشها به شقاوت ابدی مبتلا شد . از اینروی ارزش یک لحظه عمر با خروارها طلا و الماس هم قابل سنجش نخواهد بود.

9

8

6. مبارزه با طفیلی گری . با توجه به اینکه کمال و سعادت ابدی انسان تنها بوسیله ی فعالیت اختیاری خودش حاصل می شود و حتی استحقاق شفاعت را نیز میبایست با اعمال شایسته کسب کرد باید روحیه ی خودجوشی و خودکاری و استقلال شخصیت را زنده و احساس مسئولیت و تعهد را تقویت و با خوی سربار شدن و طفیلی گری و اتکاء به دیگران مبارزه کرد و در همه ی رفتارها و برخوردها با فراگیران ( مانند موارد نوشتن تکلیف و ... ) این نکته را خاطر نشان کرد .

7. اهتمام به آزادی در عمل . با توجه به نقش « انتخاب آزاد » در حرکت تکاملی انسان باید امکان آزادی در عمل را به فراگیر داد و او را مانند مهره ی بی اراده ای در نیاورد و سعی کرد که آموزشها و تلقینات جنبه ی تحمیلی و وارد کردن فشار نداشته باشد و در مواردی که مصالح فراگیر اقتضای دخالت مربی داشته باشد باید سعی شود که اینگونه دخالتها بطور غیر مستقیم انجام گیرد بگونه ای که فراگیر چندان احساس فشار و محدودیت نکند و حتی المقدور توام با استدلال منطقی باشد و از مرز راهنمایی فراتر نرود .

 

8. رعایت اصل تدریج . با توجه به تدریجی بودن سیر رشد و تکامل طبیعی و اکتسابی باید معلم و مربی همواره مقتضیات سن و عوامل طبیعی و اجتماعی را در نظر بگیرد و سعی کند فراگیر را قدم به قدم و به آرامی بالا بیاورد و انتظار جهشهای سریع و ناگهانی نداشته باشد و حتی از زیاده روی فراگیر در فعالیتهای درسی یا خودسازی که ممکن است موجب ناتوانی جسم یا آسیبهای روانی وی گردد با تدبیر عاقلانه ای جلوگیری کند .

 


.1لقمان / 33، فاطر / 5: « فلاتغرنکم الحیاه الدنیا و لایغرنکم بالله الغرور » .

.2روم / 7 : « یعلمون ظاهراً من الحیاه الدنیا و هم عن الاخره هم غافلون » ، اعراف / 205: « و لا تکن من الغافلین »‌ ، انبیاء / 1 : « اقترب للناس حسابهم و هم فی غفله معرضون » ، منافقون / 9 : « یا ایها الذین امنوا لاتلهکم اموالکم و لا اولادکم عن ذکر الله و من یفعل ذلک فاولئک هم الخاسرون » ، سوره ی حجر / آیه ی3 : « ذرهم یأکلوا و یتمتعوا ویلههم الامل فسوف یعلمون.»

.3بقره / 213 : « فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین » ، نساء / 165 : « رسلاً مبشرین و منذرین »‌ و ...

.4رعد / 28 : « الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله بذکر الله تطمئن القلوب »‌. 

.5مائده / 2 ، فتح / 29 ، حشر / 8 : « یبتغون فضلاً من الله و رضوانا» ، نور / 37 : « رجال لاتلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله » ، بقره / 207 : « و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله » ، رعد /22 : « والذین صبروا ابتغاء‌ وجه ربهم »‌، روم / 38 : « ذلک خیر الذین یریدون وجه الله » اللیل / 20 : « الا ابتغاء وجه ربه الاعلی » .

.6توبه / 111 : « ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه » ، حدید / 23 : « لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم و الله لا یحب کل مختال فخور » .

.7نجم / 39 : « و ان لیس للانسان الا ما سعی »‌

.8انبیاء / 28 : « و لا یشفعون الا لمن ارتضی »

.9ر . ک : اصول کافی ، ج 2 ، ص 148 149 : « الصادق (ع) : طلب الحوائج الی الناس استلاب للعز ، و مذهبه للحیاء ، و الیاس مما فی ایدی الناس عز للمومن فی دینه ، و الطمع هو الفقر الحاضر » . و کان امیر المومنین(ع) یقول : « لیجتمع فی قلبک الافتقار الی الناس و الاستغناء عنهم ، فیکون افتقارک الیهم لین کلامک و حسن بشرک ، و یکون استغناوک عنهم فی نزاهه عرضک و بقاء عزک ».

 

13

 

 

 

1

10. ترجیح اهم . با توجه به اهمیت نقش معلم و مربی در بار آوردن و بثمر نشاندن نهالهای فراگیران و پروراندن استعدادهای ایشان باید معلمان و مربیان و بخصوص برنامه ریزان مسئولیت عظیم خودشان را در نظر بگیرند و مصالح فرد فرد فراگیران و نیز مصالح جامعه ی اسلامی بلکه مصالح جامعه ی انسانی را دقیقاً مورد توجه قرار دهند و از طرح و اجراء برنامه ها یا موادی که موجب اتلاف وقت و تضییع عمر می شود یا در مقایسه با مصالح عالیتر چندان ارزشی ندارد خودداری کنند و در میان دروس به آنچه تأثیر بیشتری در سعادت ابدی دارد ( مانند عقاید و اخلاق اسلامی ) اهتمام بیشتری بورزند و آنها را بصورت مطلوبتر و دلنشینتری تدریس کنند و بکوشند خودشان الگوی شایسته ای برای رفتار فراگیران باشند .

2

11.  دانشهای طبیعی و اجتماعی . با توجه به ضرورت زندگی اجتماعی و لوزام و ملزومات آن و نیز ضرورت بهره مندی مادی برای تأمین نیازمندیهای فردی و اجتماعی و حفظ عزت و سیادت جامعه ی اسلامی لزوم گنجانیدن علوم طبیعی و ریاضی و اجتماعی در برنامه های درسی آشکار می شود که میبایست برنامه ریزان با دقت کافی و با در گرفتن شرایط سنی و ذهنی فراگیران و نیازها و امکانات جامعه برنامه های مناسب عمومی و تخصصی طرح کنند . لازم به تذکر است که در همه ی موارد باید هدف اصلی یعنی تقرب به خدای متعال را همواره مورد توجه و تأکید قرار داد و هیچ فرصتی را برای احیاء انگیزه های الهی و ارزشهای متعالی و نیز برای غفلت زدایی و مبارزه با هوی پرستی نباید از دست داد و به دیگر سخن : باید همه ی اهداف را مقدمه ای برای هدف نهائی قرار داد .

3

12. تقویت احساس مسئولیت نسبت به مصالح اجتماعی . وجود انواع مسئولیت های اجتماعی ایجاب می کند که دستگاه تعلیم و تربیت بسوی جمع گرایی و دیگر خواهی جهت داده شود و هم در تهیه ی محتوای دروس و هم در برخوردهای معلمان و مربیان با فراگیران سعی شود که خصلتهای همکاری و همیاری و ایثار و فداکاری و از خود گذشتگی و خیرخواهی نسبت به دیگران و عدالت خواهی تقویت و با خوی خودخواهی و بی تفاوتی نسبت به مصالح اجتماعی بسختی مبارزه گردد . و بویژه روحیه ی سلحشوری و ستم ستیزی و مبارزه و جهاد با جباران و مفسدان و حمایت از مظلومان و محرومان در فراگیران پرورش داده شود تا عناصری شایسته و کارآمد برای ساختن جامعه ی ایدآل ببار آیند و بتوانند نقش خود را در تحقق هدف الهی ایفاء نمایند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


.1سوره ی بقره / آیه ی 29 : « هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعاً » ، سوره ی حدید / آیه ی 25 : « لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس و لیعلم الله من ینصره و رسله بالغیب ان الله قوی عزیز » .

.2سوره ی منافقون / آیه ی 8 : « ولله الغزه و لرسوله و للمومنین » ، سوره ی نساء / آیه ی 141 : « ولن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا»‌، انفال / آیه ی 60 : « و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم »‌.

.3من اصبح لایهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم .

 

 

14

 

 

 

 

اصول تعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی (ره)  :

اصل در لغت به معنی ریشه و بن ، بنیاد و ... است . در گفت و گوی معمولی اصل را بیش تر در برابر فروع به کار می برند .   اما در تعلیم و تربیت مقصود از اصل منشأ مصدر و خاستگاه است . گاهی منظور از اصل در تربیت ریشه و مبنا و پایه  نظریات تربیتی است و زمانی یعنی چیزی که راهنمای عملی مربی است . در هر صورت به قول یکی از دانشمندان  علوم تربیتی : منشأ و اصل رفتار معلم همیشه محصول نوع بینش و اطلاعات و عقاید و آرزوها و ایمان اوست . اصل تقدم اصلاح خود بر اصلاح دیگران امام بزرگوار فرموده است : کسانی که می خواهند در این عالم تربیت کنند دیگران را باید قبلاً خودشان تزکیه شده باشند تربیت شده باشند . در جای دیگر چنین بیان کرده اند : اگر الگو خود صالح نباشد نمی تواند دعوت به صلاح کند . کسی که خودش خدای نخواسته پایش را کج می گذارد اگر به مردم بگوید پایت را راست بگذار مسخره اش می کنند می گویند اگر پا راست گذاشتن صحیح بود خودت بگذار . این اصل امری فطری است مردم فطرتاً از کسی که به خیر و کمالی دعوت می کند انتظار دارند که پیشاپیش خودش به این نکته سعادت آور عمل کند .

اصل تقدم تزکیه بر تعلیم :

قرآن کریم هدف بعثت انبیاء را تزکیه و تهذیب نفس و تقوا می داند . کسانی را رستگار می داند که بیش                                                    از هر چیز مراقب نفس خود باشند و حرکتی بر خلاف دستور از ایشان سر نزند . در آیاتی که از تزکیه و تعلیم سخن به میان آمده غالباً فرموده است : «یزکیهم و یعلمهم» یعنی انبیاء مومنان را تزکیه می کنند و بعد تعلیم می دهند . امام بزرگوار این تقدم تزکیه بر تعلیم را در موارد متعدد در سخنرانی های خویش یادآوری فرموده اند . مثلاً : کوشش کنید تربیت بشوید تزکیه بشوید قبل از اینکه تعلیم و تعلم باشد کوشش کنید که همدوش با درس خواندن و تعلیم تربیت باشد  که او مقدم است به حسب رتبه بر تعلیم و تلاوت آیات و تعلیم کتاب و حکمت . اگر کسی به آنچه در قرن حاضر که روزهای پایانی آن را می گذرانیم اتفاق افتاده و زیان های جسمی و روانی و مالی بسیار زیادی به بشر وارد آمده است دقت کند ملاحظه خواهد کرد که علم و دانش بر کنار از تربیت و تهذیب چه بر سر انسان آورده است . این همه سلاحهای مخرب شیمیایی و میکروبی و این مقدار سلاح های دوربرد و قاره پیما این همه نیرنگ سیاسی و اقتصادی این هجوم بی امان به فرهنگ های بومی و محلی حاصل علم و دانش است یا نتیجه بی سوادی و بی دانشی ؟‌ بلی کسی منکر خدمات علم از جهت پزشکی رفاه و آسایش برای همه مردم به ویژه سرمایه داران و توانگران نیست اما اگر در کنار درس و بحث ها تربیت معنوی و اخلاقی بود نگرانی ها به حداقل رسیده بود .

اصل استمرار تربیت :

امام بزرگوار فرموده اند : همه جمعیت دنیا احتیاج به تعلیم و تربیت دارند هیچ کس نمی تواند ادعا کند که من دیگر احتیاج  ندارم به این که تعلیم و تربیت بشوم . رسول خدا هم تا آخر احتیاج داشت منتها احتیاج او را خدا رفع کرد ما همه احتیاج داریم .

اصل جاذبه بخشی :

در تربیت به ویژه تربیت دینی و وارد کردن ایمان در قلب کودکان و نوجوانان باید از هر سخن                                                                  و رفتار اکراه آور و دور کننده پرهیز نمود . یکی از نزدیکان امام می گوید که به یاد می آورم زمانی همسرم از روی عادت خانوادگی صبح ها دخترم را از خواب شیرین بیدار می کردند که نماز بخواند بعد از این که امام از این جریان اطلاع پیدا کردند پیغام فرستادند که : شیرینی اسلام را به مذاق بچه تلخ نکن . ایشان اضافه کرده اند که یک بار از آقا سئوال کردم آیا اجازه دارم فرزندم را برای نماز صبح بیدار کنم ؟ فرمودند : خواب را بر بچه تلخ نکن .

 

 

 

 

15

 

 

 

 

اصل تکرار و تلقین :

مربیان اصطلاحی دارند به نام « چکش تربیتی زدن » منظور این است که برای اصلاح رفتار یکی از شیوه ها این است که باید مانند چکشی که بر روی قطعه ای از طلا یا مس می زنند تا به شکل دلخواه در آید . باید بر روی روان انسانی از طریق تکرار چکش تربیتی زد . زیرا بسیاری از رفتارها با یک بار گفتن عملی نمی شود . امام بزرگوار می فرمایند : اگر بخواهید یک بچه ای را تربیت کنید باید یک مسأله را چندین دفعه با چند زبان با چند وضع به او بخوانید مطلب یکی باشد لکن طرز بیان این ها به طوری که در قلب او نقش ببندد در جای دیگر فرموده اند : انسان خودش اگر هم بخواهد ساخته شود باید آن مسائلی که مربوط به ساختن خودش است تلقین کند به خودش تکرار کند .

 

نظریه به قلم نویسنده مقاله ی ارائه شده :

تعلیم و تربیت از نظر ساختار کلی ، درجات و سطوح متفاوتی دارد که با توجه به حوزه ی عمل کرد آن ها ، طبقه بندی هایی ارائه شده است . بعضی از آن ها کلی هستند جنبه آرمانی دارند و در نظام های کلان از زبان دولت مردان و سیاست مداران تعلیم و تربیت بیان می شوند . برخی از آن ها آن قدر جزئی و خردند که در کلاس درس و در رفتارهای ظریف فراگیرندگان متجلی می گردند .

الف : هدفهای آرمانی : هدف های آرمانی آن دسته از هدف ها هستند که در فلسفه ی تعلیم و تربیت جامعه قرار دارند و مقاصد بسیار کلی از طریق آن ها بیان می شود . این آرمانها با توجه به مکاتب گوناگون متفاوت اند و هر یک از این مکاتب اهداف آرمانی خود را با توجه به اصول و مبانی مکتبی خود تبیین می کنند . اهداف آرمانی بیشتر برای رساندن انسان به کمال و مراتب بالا مطرح می شود . کما این که اهداف آرمانی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران رویکردی اساسی و دینی است و بر رسیدن به ویژگی های متعالی و الهی دلالت دارد و سعادت دنیوی و اخروی را مورد توجه قرار می دهد و برخی اصول آن عبارت است از :

·         تحکیم ایمان به خدای یکتا و اختصاص حاکمیت و تشریع او و لزوم تسلیم در برابر امر او .

·         تربیت انسان هایی صالح درست کار و معتقد بر اساس معیارهای الهی .

·        

 

افزایش ارزش های اسلامی در جامعه جهت رسیدن به یک انسان متعالی .

·         ایجاد زمینه های مناسب برای بروز استعدادهای بالقوه ی افراد جامعه .

ب : هدف های کلی تعلیم و تربیت  : هدف های کلی تعلیم و تربیت آن مقاصدی است که برای رسیدن به اهداف آرمانی تدوین شده اند و مقاصدی را نشان می دهند که نظام تعلیم و تربیت می تواند از طریق آن به اهداف غایی برسد . این اهداف ، پایین تر از اهداف آرمانی قرار دارند ولی کلی بودن آن ها تا حدودی نمایان است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

16

 

 

 

 

 

نتیجه گیری :

  • تقویت ایمان و اعتقاد به مبانی اسلامی و بسط بینش الهی بر اساس قرآن کریم و سنت پیامبر و ائمه ی معصومین .
  • پرورش روح عبودیت و بندگی خداوند و روحیه ی مبارزه با کفر شرک نفاق و همه ی مظاهر آن .
  • پرورش روحیه ی جهاد ایثار و شهادت در راه حفظ عزت و بقای اسلام .
  • تقویت ایمان به حیات اخروی و اعتقاد به نقش اعمال انسان و شفاعت اولیا و ائمه اطهار در آن حیات .
  • تعمیق شناخت و ایمان به غیبت و پرستش خدا با الهام از ذکر ، تعبد و توکل دعا شکرگزاری تلاوت قرآن و .....
  • شناخت ، پرورش و هدایت استعدادهای افراد در جهت اعتلای فرد و جامعه .
  • پرورش روحیه ی تعبد آگاهانه یاد خدا و التزام عملی به احکام و آداب اسلامی .
  • پرورش روحیه ی اعتماد به نفس استقلال شخصیتی و نفی اتکا به دیگران .پرورش روحیه ی نظم و انظباط .
  • تزکیه و تهذیب نفس و رشد فضایل و مکارم اخلاقی بر اساس ایمان به خدا و تقوای اسلامی .
  • ایجاد زمینه لازم برای خودشناسی به منظور خداشناسی . پرورش روحیه ی توجه به فضایل پرهیز از منکرات و رذایل اخلاقی .
  • تقویت روحیه ی حقیقت جویی تعقل و تفکر مطالعه بررسی ، تعمق ، تحقیق نقادی و ابتکار در تمام زمینه های اسلامی فرهنگی ، علمی و فنی .
  • تقویت روحیه ی تعلیم و تربیت مستمر و فراهم آوردن زمینه ای مناسب برای آن .
  • شناخت اسرار جهان آفرینش و قوانین طبیعت در حکم آیات الهی به منظور پیشبرد دانش معرفت و استفاده از علوم و فنون و تجارب پیش رفته بشر .
  • تعمیم آموزش برای تمام افراد لازم التعلیم و محو بی سوادی .
  • آموزش علوم و فنون و مهارت های مورد نیاز فرد و جامعه .
  • گسترش شناخت و توانایی های فکری علمی و فنی با استفاده از تجارب و دست آوردهای بشر ضمن تاکید بر استقلال فرهنگی .
  • تقویت روحیه ی پرسش گری مباحثه و کوشش برای یافتن پاسخ مجهولات .
  • تقویت قوه ی بیان نگارش و زیبا نویسی در زبان و ادبیات فارسی .
  • شناخت پرورش و هدایت ذوق و استعداد های هنری و زیبا شناختی .
  • شناساندن زیبایی های جهان آفرینش به منزله ی مظاهر جمال و کمال الهی .
  • شناساندن هنر اسلامی و هنرهای ملی و جهانی و پرورش روحیه ی حفظ میراث فرهنگی .
  • شناساندن فرهنگ و آداب و سنن مطلوب جامعه ی اسلامی به منظور حفظ و ترویج آن ها و دفع سنن و رسوم منحط و خرافی
  • شناساندن تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی .
  • پرورش روحیه ی پاسداری از قداست و استواری بنیان روابط خانواده بر پایه ی حقوق و اخلاق اسلام
  • پرورش روحیه ی تحقق بخشیدن به قسط و عدالت اجتماعی و اقتصادی اسلام و پاسداری از آن .
  • پرورش روحیه ی پذیرش نظم در روابط گروهی . پرورش روحیه ی مقدم شمردن مصالح اجتماعی بر منافع فردی .
  • پرورش روحیه ی مسئولیت پذیری و اهتمام به امور اجتماعی و مشارکت در فعالیت های دینی و فرهنگی و اجتماعی .
  • تربیت روحیه ی پذیرش حاکمیت مطلق خداوند به جهان و انسان و آشنایی با روش ها و شیوه های اعمال این حاکمیت در جامعه بر اساس اصل ولایت فقیه .
  • ایجاد روحیه ی اعتقاد به ائتلاف و اتحاد و تلاش در جهت تحقق الفت و وحدت فرهنگی ، سیاسی ، نظامی ، اقتصادی مسلمانان و تعهد برادرانه نسبت به همه ی آنان و حمایت از مستضعفان جهان .

 

17

 

 

 

 

  • آموزش فنون دفاع غیر نظامی و نظامی و ورزش های رزمی و پرورش روحیه ی سلحشوری به منظور حفظ کیان اسلام و تقویت بنیه ی کشور .
  • تقویت روحیه ی احساس مسئولیت و شرکت فعالانه در سرنوشت سیاسی کشور .
  • تعمیق شناخت وجوه استکبار جهانی ، استضعاف ملل محروم و روابط سیاسی بین المللی .
  • توجه به اهمیت رشد اقتصادی درحکم وسیله ای برای رسیدن به رشد و تکامل معنوی .
  • ایجاد آمادگی و توانایی به تناسب سن ، جنس ، استعداد و علاقه در جهت اشتغال مولد در بخش های کشاورزی صنعت و خدمات .
  • ایجاد روحیه ی ساده زیستن صرفه جویی قناعت و پرهیز از اسراف و تبذیر و مصرف زدگی و تجمل گرایی .
  • شناخت و شناساندن احکام اقتصاد اسلامی و پیروزی روحیه ی عمل بر آنها .
  • تأمین سلامت جسمی و روانی از طریق فراهم آوردن لوازم شرایط و محیط مناسب برای تربیت بدنی ، ورزش بهداشت جسمی  و روانی و تفریحات سالم . آموزش و رعایت بهداشت فردی و جمعی .
  • بررسی روحیه ی توجه به ورزش و بهداشت جسمی و روانی به مثابه زمینه ای برای رشد معنوی انسان .   

پیشنهادات  :

« نکته : در قسمت نتیجه گیری به برخی راهکارهایم اشاره شده است »

انسان عصاره ی همه ی موجودات است و فشرده ی تمام عوالم است و انبیاء آمده اند برای این که عصاره بالقوه را بالفعل کند.

داخل همان تغییر در دیدگاه خلق و خوی آدمهاست ممکن است این تغییر رو به سوی هدفهای عالی   تربیت معنوی و الهی نمودن و پرورش همه ی استعدادهای عالی انسانی ، پایه و اساس عالم است . و فلسفه ی وجودی   نظام تعلیم و تربیت به تربیتی با مفهوم یادگیری برابر است . که به دنبال یاری انسان ها برای دستیابی به انواع یادگیری است   بر اساس این تعاریف ، مفاهیم یادگیری عبارتند از :  

-1انتقال مفاهیم علمی از فردی به فرد دیگر .-2 کسب اطلاعات معلومات و مهارت های ویژه -3تغییر در رفتار قابل مشاهده و قابل اندازه گیری -4  فرآیندی که از طریق آن رفتار موجود زنده در اثر کسب تجربه تغییر می یابد -5  ایجاد تقویت رابطه و پیوند محرک و پاسخ در سیستم عصبی آن -6  کسب شناخت و ادراک و بصیرت-7  فرآیند تغییراتی نسبتاً پایدار در رفتار بالقوه انسان در اثر کسب تجربه

-1     امام جعفر صادق ع :  

یادگیری سفری است پایان ناپذیر که با کسب معلومات شروع می شود و با تصرف معلومات ادامه می یابد و با تصرف ماده با سئوالات جدید روبه رو می شود و چرخه ی خود را تکرار می کند .

-2    وظیفه ی نظام تعلیم و تربیت در کشور :    آموختن راه و رسم آموختن است از نکاتی است که اگر به آن توجه شود یکی از کلیدهای موفق نظام تعلیم و تربیت می باشد این پس : تعلیم و تربیت تغییر رفتاری است که از طریق تجربه ( تأثیر متقابل فرد بر محیط و محیط بر فرد ) در انسان ایجاد می شود و مشتمل بر مهارت های ذهنی ، فیزیکی و طرز تفکر است

 

 

گفتگو با خدا

در رویاها دیدم که با خدا گفتگو می کنم

خدا پرسید : پس تو می خواهی با من گفتگو کنی

من در پاسخش گفتم : اگر وقت دارید

خدا خندید و گفت : وقت من بی نهایت است

در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی ؟

پرسیدم : چه چیز ، چه چیز بشر شما را سخت متعجب می سازد ؟

خدا پاسخ داد : کودکی شان

اینکه آنها از کودکی شان خسته می شوند

و بعد دوباره پس از مدتها ، آرزو می کنند که کودک باشند .

اینکه آنها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول به دست آورند

و آنگاه پول خود را از دست می دهند تا سلامتی خود را به دست آورند

اینکه با اضطراب به آینده می نگرند

و حال را فراموش می کنند

و بنابراین نه در حال زندگی می کنند و نه در آینده .

اینکه آنها به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نمی میرند

و به گونه ای می میرند که گویی هرگز زندگی نکرده اند

دست های خدا دستانم را گرفت

برای مدتی سکوت کردیم

و من دوباره پرسیدم :

به عنوان یک پدر

می خواهی کدام درسهای زندگی را فرزندانت بیاموزند ؟

او گفت : بیاموزند که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد

همه کاری که آنها می توانند بکنند این است که

اجازه دهند که خودشان دیگران را دوست بدارند

بیاموزند که درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند

بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا

زخم های عمیقی در قلب آنان که دوستشان داریم ، ایجاد کنیم

اما سالها طول می کشد تا آن زخم ها را التیام بخشیم

بیاموزند که ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد

کسی است که به کمترین ها نیاز دارد

بیاموزند که آدم هایی هستند که آنها را دوست دارند

فقط نمی دانند که چگونه احساساتشان را نشان دهند

بیاموزند که دو نفر می توانند به یک نقطه بنگرند و دو چیز متفاوت ببینند

بیاموزند که کافی نیست فقط آنها دیگران را ببخشند

بلکه آنها باید خود را نیز ببخشند

من با خضوع گفتم : از شما به خاطر این گفتگو متشکرم

آیا چیز دیگری هست که دوست دارید فرزندانتان بدانند

خداوند لبخند زد و گفت : فقط اینکه بدانند من اینجا هستم                                                                    همیشه ...

 

19

 

                                                                                      

 

 

        منابع و ماخذ 

         .1تهرانی ، دلشاد ، کتاب سیری در سیره پیامبر اعظم (ص )

        طباطبائی ، علامه محمد حسین ، ترجمه المیزان ، ج 19، ص 447 چاپ دفتر انتشارات             اسلامی    

   .2قرآن کریم ، سوره جمعه آیه 2 سوره احزاب آیه 42-41  سوره فاطر آیه 3  سوره جمعه     آیه 10  سوره اعراف آیه 201  سوره رعد آیه 28 و.....

        .3مطهری ، مرتضی  تعلیم و تربیت در اسلا‌م تهران ، صدرا، 1382 . 304 ص .

        .4مکارم شیرازی ، آیت ا... ناصر ،  تفسیر نمونه ، ج 17 ص 265، ج 42، ص 107 ، ج 17ص 265       چاپ مدرسه امام امیرالمومنین قم

 

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۳/٢ توسط سیده ژیلا ذاکرحسینی | پيام ها ()
قالب وبلاگ